فکر می کنید دوست صمیمیتون همسرتونه ؟ امیدوارم باشه .
2010/07/21 9 دیدگاه
این مقاله رو بخونید تا بعد بگم :
بهترین دوست
بهترین دوست کسی است که شما دوست دارید بیشترین وقت خود را با او بگذرانید و دقایق صمیمی خود را در کنار او سپری کنید. دکتر گری سمالی در کتاب خود با نام «رازهای پنهان ازدواج عاشقانه و ابدی» برای خانمها دیدگاههای جدیدی در این زمینه که چگونه می توانند دوست صمیمی همسرانشان باشند را معرفی کرده است.
در میان گذاشتن تجربیات عمومی
دکتر سمالی به این نتیجه رسیده است که خانواده هایی که از زندگی خود راضی هستند برای در کنار هم بودن ارزش قائل می باشند. چنین خانواده ای از یک زن و یک مرد تشکیل می شود که تمام فعالیت های خود را در غالب برنامه های خانوادگی جای می دهند. البته باید توجه داشت که آنها از علائق فردی خود نیز غافل نمی شوند بلکه تا آنجا که می توانند تمام تلاش خود را برای یکی شدن به کار می گیرند. دکتر سمالی به این نتیجه رسیده است که چنین خانواده هایی به پیک نیک رفتن نیز علاقه خاصی دارند. اردو زدن به آنها اجازه می دهد که در حالی که از زیبایی های طبیعت لذت میبرند در یک جمع واحد رشد کنند.
تراژدی حمله و غلبه به عنوان یک زوج
بر طبق گفته های دکتر سمالی: » هیچ کس به دنبال تراژدی نیست، اما اگر در خانه شما را بزند شما می توانید زندگی مشترک خود را از طریق همکاری با یکدیگر پیرامون مشکل موجود محکم تر و نیرومند تر سازید.» اگر شما و یا همسرتان در زندگی با یک بحران مواجه شدید باید حتما با هم و با اتحاد کامل نسبت به رفع آن اقدام کنید و نه به طور فردی.
تصمیم های مهم را با هم اتخاذ کنید
اگر باید در مورد چیزی که در زندگی هر دوی شما تاثیر می گذارد تصمیم بگیرید، این کار باید با اتفاق نظر هر دو طرف انجام پذیرد. دکتر سمالی اظهار می دارد که این اصل تاثیر بسزایی بر روی زندگی شخصی او گذاشته است. او معتقد است که رسیدن به اتفاق نظر در مورد مسائل حیاتی در زندگی باعث می شود که زوجین به سطوح عمیق تر شخصیت فردی یکدیگر دست پیدا کنند و در نتیجه نقطه نظرات یکدیگر را بهتر درک کنند و در برخی موارد می توانند به راحتی به ریشه اندیشه های یکدیگر دسترسی یابند.
شوخ طبعی خود را افزایش دهید
به زندگی مشترک خود قدری نمک خنده اضافه کنید. به روزهای اولیه آشنایی خود فکر کنید و سعی کنید باز هم مانند ایام خوش گذشته زنده دلی و شادابی را به رابطه خود باز گردانید. برای شروع می توانید از مطالب فکاهی روزنامه ها استفاده کنید. و حتما پس از اینکه شوهرتان برایتان جوک تعریف کرد، شروع کنید به خندیدن. از زمانی که در کنار هم هستید استفاده کنید و لذت ببرید.
شخصیت خود و شوهرتان را بیشتر بشناسید
شخصیت هر کس منحصر به فرد می باشد و هرکس با خلق و خو و شخصیت های متفاوت ازدواج می کند. تست های تعیین شخصیت را امتحان کنید و یا کتاب هایی در این مورد بخوانید. وجوه تفاوت خود و همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید که چگونه میتوانید ضعف ها را از بین برده و بر روی نقاط قوت یکدیگر کار کنید. به جای آنکه در مقابل ضعف های او از خود عکس العمل نشان دهید، راهی برای از میان برداشتنشان پیدا کنید.
«تبدیل شدن به بهترین دوست، یک پروسه اتوماتیک نیست که با خود بگویید چون ما با هم زندگی می کنیم پس بهترین دوست یکدیگر هستیم. شما باید یاد بگیرید که چگونه می توانید در زندگی روزمره، زمانی که با ضعف ها و کاستی های همسر خود مواجه شدید، سعی در جبران و از بین بردن آنها بکنید. اگر می خواهید «بهترین دوست» او باشید باید پشتکار، صبر، درک، و عشق واقعی داشته باشید.»
————————————————————————–
سلام
خب دیگه همه عادت کردن به غیبت های طولانی و عذرخواهی های من . منم مثل همه گرفتاریهای خاص خودمو دارم . در عین حال ببخشید . بیشتر از همه از سارا ، نیلوفر و آرش خوبم عذرخواهی میکنم که کمتر رسیدم سر بزنم و از همراهیشون بهره مند باشم .
مقاله بالا رو دیدم گفتم هم بذارم بخونیدش هم اینکه به بهانه این چند کلمه حرف بزنم .
عموما همه ما تجربه داشتن حداقل یک دوست صمیمی رو تو زندگیمون داشتیم حداقل تو دوران کودکی و داشتن رازهای بزرگی مثل برگه رضایت اردوی مدرسه رو خودمون امضا کرده باشیم یا نمره 9 کرده باشیم 19
البته من کسیو میشسناسم که واقعا دوست صمیمی تو زندگیش نداشته ، ولی خب تعداد این آدما کم هستش .
ما با یک دوست صمیمی چیا میگیم ؟ راجع به کار ، لباس ، اندام و…….. تا بعضی خاطرات سر به مهر گذشته که از بس به کسی نگفتیم و مدام یادمون میاد دیگه کاسه صبرمون لبریز میشه یه جا درد دل میکنیم یا دوستمون . دوستی که باید یه جا تنها گیرش آورد چون اونم مثل ما دیگه آدم بزرگ شده و گرفتار زندگی ، تا بشه راحت و آسوده باهاش حرف زد . شمایی که ازدواج کردید والان روبه روی حرفای من هستید ، چقدر با همسرتون دوست هستید ؟ چرا بهترین دوستتونو همسرتون قرار ندید ؟ ممکنه بگید این چه حرفیه ما دیگه همه چیزهمو میدونیم و داریم باهم زندگی میکنیم پس صمیمی هستیم . شاید اینطور باشن بعضی از زوجها وخدا کنه که باشن چون اگه باشن دیگه خیلی از افسردگیهای پنهان زن و مرد و گاهی طلاق اتفاق نمیفته .
برادر خوبم ، خواهر بزرگوارم بشینید الان پیش هم دست همو بگیرید تو چشای هم نگاه کنید و فکر کنید ببینید اگر عاشق هستید دوست هم هستید یا نه ؟ دوستی یعنی چی ؟ یه دختر پسر جوونو دیدید وقتی اوج رفیق بازیشونه چیکار میکنن چطور برای یه دقیقه پیش هم بودن یا صدای همو شنیدن یا از پشت پنجره موبایل به دست ، دست تکون دادن و …… این کارا منظورم نیست اون حس منظورمه . میگید شما عاشق هستید و این بزرگتره و دوستی زیر مجموعش میشه و دوستی محاط بر عشق و عشق محیطش ؟ نه عزیزم همون افسردگیا و طلاقها که گفتم دارن داد میزنن که اینطور نیست . یعنی شاید بهتر باشه بگیم تا دوست نباشید عشق فقط یه خیاله که فکر میکنید بینتون هست نه بیشتر . میگید چرا ؟
آقایونی که فشار کار اذیتشون میکنه و مثل برج زهر مار میان خونه و از خستگی ولو میشن یه گوشه و یا میرن تو فکر جلو تلویزیون یا خواب یا تا خانوم میاد با یه پذیرایی کوچیک و یه لباس خوشگلو یه لبخند ملیح که خسته نباشید بگه و تنهایی روزشو ( منظورم تنهایی زن خونه دار نیست ، خانوم شاغل هم از صبح تنها بوده . ) جبران کنه در حالت خوبش با این جمله یا شبیهش مواجه میشه که ممنون عزیزم خیلی خستم و چشاشو میبنده یا دوباره دستشو میذاره رو پیشونیش و میره تو فکر ……….. خانوم یه مشکلی واسش پیش اومده تو خونوادش یا برای دوستش یا مثلا حلقشو گم کرده یا ……… خلاصه سرحال نیست .
چندین مدل از این حالتها برای زن یا مرد یا هردو میشه بنویسم و شما هم هرکدوم چندین حالت بهش میتونید اضافه کنید و تصور کنید ، مهم تعداد این حالتها نیست ، مهم اینه همه قبول داریم یه وقتایی هست که زن یا مرد یا هر دو میرن تو خودشون ولو برای یه ساعت . چرا ؟ آدمی که همسر داره چرا باید در سکوت تو خودش غوطه ور بشه ؟؟؟؟ اگر این حالتو شما یا همسرتون یا هردوتون دارید بدونید اگر دوست هستید باهم صمیمی نیستید تا برسیم به ادعای بزرگی مثل عشق . چیه ؟ داری به من یادآوری میکنی تو دلت که یه وقتایی آدم دوسداره تو پیله تنهایی خودش باشه ؟ قبول منم این حالو داشتم میدونم یعنی چی ، ولی یه آدم که همسر داره ، یعنی جسمو روحشو در اختیار اون میذاره و برای آرامش اون ممکنه کارهایی بکنه که اگه اون نمیخواست هرگز حاضر نبود ( تو روابط جنسی یکیش رابطه آنال هست که بارها خانومها گفتن دوس ندارن ولی بخاطر همسرشون راضی شدن یا آقایونی که مثلا دست خانومش شسته نباشه دلش نمیاد ببوسه دستشو ولی بخاطر ارضا کردنش حاضره واسش رابطه اورال برقرار کنه و حتی اگه بوی اونو دوس نداره اینقدر انجام بده تا براش عادی بشه و یه رایحه خوب و نه تنها عادت کنه که لذت هم ببره ( اینو گفتم آقایونی که خانومشون اینو ازشون میخواد و زیر بار نرفتن یه تجدید نظر بکنن و همونقدر که انتظار دارن زن هر لذتی بهشون بده اونام هر لذتی میتونن به خانومشون بدن اگه خواست یا میدونن که میخواد) .
چرا فقط جسممونو به هم بدیم ؟ چرا روحت وقتی ناآرومه نه ؟؟ چرا درست همون موقع که دوسداری تنها باشی و کسی مزاحمت نشه همسرتو تو آغوش نمیگیری ؟ چرا اونو یه نفر دیگه میدونی جدای از خودت ؟ چرا اونو از وجود خودت نمیدونی و پاره تنت ؟ چرا فکر میکنی روحتون باید دوتا بمونه همونطور که قبل ازدواج دو تا آدم جدا بودید ؟ چرا نباید بعد ازدواج واقعا یکی باشید ؟ میخوای روحت تنها باشه ؟ میخوای فکر کنی ؟ خب چرا جسمتو از همسرت دریغ میکنی ؟ محکمتر از همیشه در آغوش بگیرش و فکر هم بکن . چند لحظه تو چشای هم نیگا کنید هم راحت دردی که تو دلته و بخاطرش خواستی تنها باشی میریزی بیرون و یا حتی بخوای گریه کنی راحت میزنی زیر گریه و زودتر و عمیقتر و لذت بخشتر تخلیه میشی و همسرت هم یکی از بهترین حساشو تجربه میکنه . اون حس اینه که همسر من اینقدر منو از خودش میدونه اینقدر یکی شدیم که حتی تو حالت تنهاییش هم که همه براش مزاحم هستن من میتونم پناهش باشم و با تنم به جسمش گرما بدم و بگم کنارشم در هر شرایطی ، و با نگاهم و لبخندم بگم روحش. آروم کنم و دلشو پر از گرمای محبت .
برادر خوبم اگه تو آغوش همسرت نتونی گریه کنی یه بررسی بکن ببین چرا ؟ و حلش کن . هر آدمی نیاز به گریه داره پس اشکاتو به اسم مردونگی از زنت دریغ نکن . بذار ببینه چشای مرد زندگیش سنگی نیستن و مثل چشمه جاری میشن و میدرخشن میون اونهمه الماس .
مشکلی پیش اومده ؟ حداکثرش اینه آدم کشتی بالاتر که نیست ؟ اگرم بود بازم به همسرت بگو هم شما خواهر خوبم هم شما داداش من . دیگه اینکه مثلا حلقه گمشده باشه خانومه تب کنه (که یه موردش پیش اومد تو فامیل خانومه مرد و زنده شد تا پیداش کردن ) این چیزای کوچیکو مسئله نکنید برای خودتون . خواهرم اگه همسرتون یقین داشته باشه وقتی مشکلشو به شما میگه فقط پیش شما میمونه و جایی گفته نمیشه ، یا اگر خطایی سر زده ازش یا مثلا به خلاف توصیه شما عمل کرده و حالا توش گیر کرده شما بهش گوش میدید وبازم همفکری و همدلی میکنید تا حل بشه بهتون میگه خیلی چیزا رو . یه مرد تو محل کارش ممکنه هزار جور دغدغه داشته باشه که واقعا آقایون میدونن تو محل کار نمیشه با کسی مطرحش کرد و باید تحملش کرد فقط ، اینجا وظیفه خانومه که اینقدر اطمینان خاطر به همسرش داده باشه که مرد بدونه یه نفر تو دنیا هست که میشه هر مشکلی حتی کوچیک ( آخه بعضی وقتا یه چیزای خیلی کوچیک تو رفتار اطرافیان آدمو خیلی ازار میده و به هر کسی بگی بهت میخنده که چقدر لوسی ولی آدم دوس داره اونو به یه نفر بگه ) بهش گفت حتی اگه رفتار یه همکارش ازارش میده اینو شب بیاد بریزه بیرون از دلش ، نذاره اینقدر زیاد بشه که یه روز یا سر رئیسش تو محل کار فریاد بزنه و کارشو از دست بده یا اینکه خدای نکرده بخاطر کوچیکترین مورد شب سر شما خواهر خوبم داد بزنه یا اخم کنه . البته عموم خانوما شنونده های خوبی هستن ویان آقایون هستن که خیلی با دقت گوش نمیدن پس روی من با شما داداش عزیزمم هست که فرقی نمیکنه شما هم باید این اطمینان حخاطرو به خانومت بدی .
با همسر دوست بودن یعنی طراوت دوتا نوجوون 16 ساله رو داشته باشید حتی اگه 40 ساله باهم زندگی میکنید و بچه هارو فرستادین سر زندگیشون ، و مثل آب برای هم زلال باشید و جایی از وجودتونو قایم نکنید .
راجع به دوستی میخواستم بیشتر حرف بزنم ولی کافیه ، فکر کنم اونقدریکه بخواین به این موضوع بیشتر از قبل فکر کنید گفتم .
هر تعریفی از دوستی دارید دوباره بهش فکر کنید و باهم مشورت کنید تعریف کاملتر و عمیقتری پیدا کنید واسش .
یه چیز مهمه اونم اینه که با صداقت و از صمیم دل بتونید به همسرتون بگید : عزیزم من همیشه تنهام ، همه دنیا پیشم باشن باز تنهام تا تو پیشم نباشی . اگه اینو با صداقت بتونی بگی و عقیده داشته باشی بهش میتونی ادعا کنی دوست صمیمی هستی با همسرت چون در هر وضعیتی توی زندگی فقط یه جا داری که از درد و تنهایی و درد تنهایی فرار کنی اونم آغوش همسرته . اگه اینو گفتی به عشق هم فکر کن وگرنه خیلی مطمئن نباش حس تو سینت اسمش عشق باشه .
بگو : همسر عزیزم
بی تو تنهام . وسعت تنهاییمو تمام دنیا نمیتونه پر کنه جز حضور تو ، بودنتو ازم دریغ نکن
هرگزززززززززززززززززززززززز
و یادت باشه راست بگی .

